آلوده ام، آلوده را هم راه باید داد
راهى نشان بر بنده گمراه باید داد

شرمنده ام، شرمنده را تكریم باید كرد
تا مى شود شرمنده را درگاه باید داد

عبد سراپا جرم را از در نمى رانند
آنكه زمین خورده مدد گهگاه باید داد

درمانده ام، درمانده را هم یار باید شد
سلطان كه مى داند گدا را جاه باید داد

آقا بدى هاى خودم را خوب مى دانم
بد را نجات از دشمن بدخواه باید داد

من یوسف دل را به چاه سینه افكندم
گاهى طنابى در درون چاه باید داد