به احترام چشمهایت با دو پیمانه
سر میزنم هر روز میخانه به میخانه 

کافر نخوانیدم مسلمان همین دینم 
من میروم مسجد ولی از راه بت خانه 

نام و نشان من اهمیت ندارد که 
نام مرا اصلأ بیا بگذار دیوانه 

در خانه تو مرده را باید شهیدش گفت 
آری عزیزم فرق دارد خانه با خانه 

فصل زمستان است و شب هایش هوا سرد است!!!
شب ها کجا باید بخوابد مرغ بی لانه ؟؟؟

عاشق شدن آوارگی دارد به دنبالش 
عاشق شدن یعنی بفهمی خانه بی خانه!!!

از روزی تنگم شکایت که ندارم هیچ 
تازه زیادم هست این نان فقیرانه 

من بیشتر پایین پای شمع میگریم
پایین پای شمع یعنی قبر پروانه 

آقا خودت میدانی و من نیز میدانم 
که گریه سیری بدهکاریم ماهانه